جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
568
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مىشد . او هنگامى كه حمله سخت خود را برضد ساكسنها و آلمانىها « 1 » رهبرى مىكرد ، رسماً اعلام داشت كه : هدف نهايى وى نصرانى ساختن آنان است ! « 2 » قرون وسطى آزادى انديشه را جرمى مىدانست كه قوانين بهشدت تمام در مقابل آن ايستادگى مىكرد . و دادگاههاى تفتيش عقايد انگيزيسيون هم زشتترين و شرمآورترين سازمانهاى رسمى بودند كه اين قانون موجب بوجود آمدن آنها شده بود . اين دادگاهها را پدران روحانى شكل داده و اداره امور آنها را بهعهده داشتند و خودشان را سرپرست دفاع از معتقدات دينى ، آنهم به ننگينترين و بدترين روشها قرار داده بودند . « 3 »
--> ( 1 ) . شارلمانى معروف به شارل كبير در طول سلطنت چهلوپنجساله خود متجاوز از 55 بار اردوكشى نمود و جنگهاى وى بيشتر جنبه مذهبى و سياسى داشت . او با لمبارها و ساكسونها و اعراب مسلمان جنگيد و مىخواست « مسيحيت » را جهانگير سازد و كفار را ( 2 ) از بين ببرد ! جنگهاى او همه جا وحشيانه بود و مثلًا در يك روز در وردن ( nedreV ) سر 4500 نفر اسير را بريد . او در سال 785 فرمانى صادر كرد كه در آن چنين آمده است : « . . . هر كس به قصد استخفاف دين نصارى روزه بزرگ را احترام نكند ، كشته خواهد شد . هر كس از مردم ساكس كه غسل تعميد نكرده و از آن روگردان باشد و بخواهد مشرك بماند كشته خواهد شد . هر كس در ايفاى فدويت خود نسبت به پادشاه قصور كند مجازاتش اعدام است . . . » فجايع شارلمانى و همكارى پاپ و اسقفها با وى ، و مقدار املاك و دارايى او و چگونگى جنگ وى با ايتاليا ، اسپانيا ، آلمان و اعراب مسلمان و غيره را در تاريخهاى قرون وسطى بخوانيد . . . م ( 3 ) . انگيزيسيون ( noitisiuqnI ) كه به معنى تفحص و جستجو و بازجويى دقيق و رسيدگى قضايى است به دادگاههايى گفته مىشود كه از قرن 12 ميلادى در اروپا توسط پدران روحانى مسيحى تأسيس شد و بهدست راهبان و رجال دينى اداره مىشد . انگيزيسيون در سراسر اروپا گسترش يافته بود و كليسا مخالفين معتقدات نوعاً خرافى خود را به اين دادگاهها مىكشانيد و پس از شكنجههاى وحشيانه و ضدبشرى ، آنها را به بدترين وضع اعدام مىكرد و يا بهدست آتش مىسپرد . در قرون وسطى صدها هزار نفر از مردم اروپا گرفتار « انگيزيسيون » پدران روحانى شدند و اين لكه ننگ براى ابد در تاريخ سياه اعمال مبشران مسيحى باقى خواهد ماند . . . در اين كتاب شمهاى از جنايات اين دادگاهها و در واقع فجايع شرمآور كشيشان و پاپها را خواهيد خواند . . . . م